قطب نما

نه ره نما و نه رهنامه و نه ره پیداست
دو گام سوی شمال و دو گام سوی جنوب
مسافری که تویی ، در شعاع این ظلمت
نگاه می کنی و فرصتت هبوب و هباست .
سزای همچون تویی چیست غیر درماندن
به هر که بود و به هرجا که بود و هر چه که بود
رجوع کردی ، الا دلت که قطب نماست

Newer entries »