خود سر

هنوز پاسی از این ره اگر چه ناپیداست نشان زیبایی در کوی بی نشان هاست

ای رستخیز ناگهان

دیشب با اینکه از عزیزی کلی فحش خوردم اما حال شمس بهم دست داد
زان خشم دروغینش وان شیوه شیرینش
عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا

….

ای رستخیز ناگهان
ای رحمت بی منتها             ای آتشی افروخته
در بیشه اندیشه ها     امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
بر مستمندان آمدی چون رحمت فضل خدا

فعلا هیچ نظری نیست »

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>