رستگاری انسان
هنوز پاسی از این ره اگر چه ناپیداست ،
نشان زیبایی
در کوی بی نشان هاست
هم این درخت و هم این آب و سبزه میدانند
که رستگاری انسان ، هزار بار اینجاست .
هنوز پاسی از این ره اگر چه ناپیداست ،
نشان زیبایی
در کوی بی نشان هاست
هم این درخت و هم این آب و سبزه میدانند
که رستگاری انسان ، هزار بار اینجاست .
در میان گونه گونه مرگ ها
تلخ تر مرگیست مرگ برگ ها
زان که در هنگامه اوج هبوط
تلخی مرگ است با شرم سقوط
وز دگر سو ، خوشترین مرگ جهان ،
- ران چه بینی ، آشکارا و نهان -
رو به بالا و ز پستی ها رها
خوشترین مرگست مرگ شعله ها
با آنکه زمانه داشت دل خون از تو
کامی نگرفت دور گردون از تو
بردند به قتلگاه و نتوانستند
یک لحظه تو را برند بیرون از تو