عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

میر حسین و زهرا

شش سالمه

ديشب خواب ديدم مامانم عروس شده
از بس كه بابام ديگه نيومد

بچّه‏ام

بچّه‏ام مدام لگد می‏زند، مردم می‏گویند بچّه‏ای که زیاد لگد بزند پسر است و شیطان.
امّا من صدایش را هم می‏شنوم، بچّه‏ام از من مادرش را می‏خواهد…

مردی که عاشقم بود

دختر که عاشق شد، شرط گذاشت برای پسر که هرگز تنهایش نگذارد.
پسر قول مردانه داد تا همیشه بماند. جنگ که شد، پسرک قولش را شکست،
رفت و دیگر برنگشت. دخترک روی سنگ قبرش نوشت، مردی که عاشقم بود.

بهشت

بر روی دیواری در بهشت نوشته بود

لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان سیب بخورد

نیمی همه دردانه

فهميدم كه دو سومم ز جان و دل است يك سوم زآب گل ; كه اينهمه دردسر دارم

عقل به چشم

ای کاش لااقل به چشمشان بود،
این روزها که همه عقلشان به زیر شکمشان است.

رستگاری انسان

هنوز پاسی از این ره اگر چه ناپیداست ،
نشان زیبایی
در کوی بی نشان هاست
هم این درخت و هم این آب و سبزه میدانند
که رستگاری انسان ، هزار بار اینجاست .

شکل مرگ ها

در میان گونه گونه مرگ ها
تلخ تر مرگیست مرگ برگ ها
زان که در هنگامه اوج هبوط
تلخی مرگ است با شرم سقوط
وز دگر سو ، خوشترین مرگ جهان ،
- ران چه بینی ، آشکارا و نهان -
رو به بالا و ز پستی ها رها
خوشترین مرگست مرگ شعله ها

سرود کوچک در ستایش انسان بزرگ

با آنکه زمانه داشت دل خون از تو
کامی نگرفت دور گردون از تو
بردند به قتلگاه و نتوانستند
یک لحظه تو را برند بیرون از تو

« مطلب‌های قدیمی‌تر